مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

4 آذر 1389

سالگرد عاشق شدنمه اما حیف که از هم چه جسمی و چه روحی دوریم ! چه قدر زود ت

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 01:14


29 آذر 1388

من خواب دیده ام که تو آغاز می شوی....

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 23:27


27 آذر 1388

دل من یک روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه کفش فرار و بر کشید

آستین همت و بالا زد و رفت 

یک دفعه بچه شد و تنگ غروب

سنگ توی شیشه فردا زد و رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوا زد و رفت 

دفتر گذشته هارو پاره کرد

نامه فرداهارو تا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودند

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

 

هوای تازه دلش می خواست ولی

آخرش توی غبارها زد و رفت

 

دنبال کلید خوشبختی می گشت 

خودش هم قفلی تو قفلها زد و رفت  .... رفت

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 01:31


15 آذر 1388

یه شروع

یه پایان

یه قصه ی ناتمام

 

یه قصه

یه غصه

یه عالمه حرف های نگفته

 

این بالا

اون پایین

آسمون آبیه

 

این منم

اون تویی

با یه حصار گنده

 

قلب من

قلب تو

کجاست تو این بیابون؟

 

شب هایم

شب هایت

خفته تر از روزهامون

 

تو رفتی

من می رم

هر یک به خانه ی خود

 

می سوزیم

هرکدام

از غم هجرت در خود

 

دست من

قلب تو

یخ زده ز سرما

 

تنهایی

بی کسی

دوست شده با ما دوتا

 

 

...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

بقیه ی شعرم یادم نمیاد!فکر کنم پشت حصار اشک ها اسیر شده اند!

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 16:13


13 آذر 1388

هوا تاریک است

آرم و ساکت

در یک شب زمستانی دارد آرام آرام برف می بارد

همه ی انسان ها در خانه های گرم خود در حال زندگیند

هوا زیاد سرد نیست


کمی آن طرف تر عاشقی به پنجره خیره شده

پنجره ای که خاطرات عاشقانه اش را پوشش می دهد

آن طرف پنجره معشوقه اش در حال خودش زندگی می کند

و عاشق با برقی در چشمانش به آهنگ پیانو گوش می دهد

گوش که نه . سوار بر نوت های پیانو آینده را تصور می کند

خودش را در آغوش معشوق می بیند و معشوقه را در آغوش خودش

آهنگ با بارش برف های بزرگ  یک صدا شده اند

آنجا خدا معاشقه ی عاشق و معشوق را مناظره می کند

آنجا عاشق آرام اشک می ریزد و  ....

آهنگ ؛ خیره در آینه ؛ نوازنده : لاچینی



? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 20:55


5 آذر 1388

خوب برای من. بد برای تو

بد برای من . خوب برای تو


تقدیر

دو قطب هم نام

سکوت

تنها

صبر

امید

آینده

تو

من

چرا

دنیا

خدا؟

کجا کی چرا؟

خداااااااااااااااااااااااااااااا

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 23:33


23 آبان 1388

کنار سیب و رازقی 

نشسته عطر عاشقی 

من از تبار خستگی
بی خبر از دلبستگی 

عاشقم 



ابر شدم صدا شدی 

شاه شدم گدا شدی 

شعر شدم قلم شدی  

عشق شدم تو غم شدی

ماه شدم ابر شدی
اشک شدم صبر شدی
برف شدم آب شدی

قصه شدم خواب شدی

 

لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو
گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو 

گمگشته در بارون تو 

 

مجنون لیلی بی خبر
در کوچه های در به در
مست و پریشون و خراب
هر آرزو نقش بر آب
شاید که روزی عاقبت
آروم بگیرد در دلت

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 21:10


1 آبان 1388

قطار در حال حرکت 

...

از پنجره قطار به بیرون خیره شده ام ولی چیزی را نگاه نمی کنم 

در تنهایی محو در افکار خویشم 

نت چندم پیانو مثل آخرین فیلم  تورناتوره سکوت وجودم را می شکند 

با هر بار صدای این نت گوله ای اشک در چشمانم جمع می شود 

 

سکوت و تنهایی سنگینی 

تن من هم مثل تارهای پیانو شروع به لرزیدن می کند 

بازی انگشتان پیانیست روی دکمه ها  

مثل بازی اشک ها بر گونه هایم  

پیانیست سرعت را تند می کند و تمام وجودم خیس می شود 

و در سکوت گریه باز آن نت مرا به خود می آورد و باز می لرزم 

 

از پنجره قطار زندگیم مرور می شود  

خاطراتم با تو

و باز دییییییینگ 

 

این نت دیوانه وار مرا می شکند 

خورده هایم در اشک و سکوت و تنهایی و صدای پیانو گره می خورد

 

 در زمان شناورم می شوم

قطار دور می شود و من از وجودم فاصله می گیرم   

از نیمه ی گمشده ام

 

 

دیییینگ ..... 

  

--------------------- 

تقدیم

قسمت نگذاشت کتاب ؛پیانیستی از بهشت؛ را که به بهانه وجودت سالها پیش شروع به نوشتن کردم را تمام کنم و در شب میلادت تقدیمت کنم.

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 10:30


16 آذر 1387

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من من دانم و او داند و داند دل من

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 19:49


9 آذر 1387

ماهی شاه گلی

ماهی شده بود باورش تور اگه بندازه سرش میشه عروس ماهیا شاه ماهی میشه همسرش ماهیه باورش نبود تور اگه بندازن سرش نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش . . .

? نوشته شده توسط گلی جون در ساعت 18:29



   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>

صفحه اصلى
مکاتبه با گلی جون

آرشیو یادداشت ها

تیر 1382

آذر 1382

دی 1382

بهمن 1382

اسفند 1382

فروردین 1383

اردیبهشت 1383

خرداد 1383

تیر 1383

مرداد 1383

شهریور 1383

مهر 1383

آبان 1383

آذر 1383

دی 1383

بهمن 1383

اسفند 1383

فروردین 1384

اردیبهشت 1384

خرداد 1384

تیر 1384

مرداد 1384

شهریور 1384

مهر 1384

آبان 1384

آذر 1384

دی 1384

بهمن 1384

اسفند 1384

فروردین 1385

اردیبهشت 1385

خرداد 1385

تیر 1385

مرداد 1385

شهریور 1385

مهر 1385

آبان 1385

آذر 1385

دی 1385

بهمن 1385

اسفند 1385

فروردین 1386

اردیبهشت 1386

خرداد 1386

تیر 1386

اردیبهشت 1387

مهر 1387

آبان 1387

آذر 1387

آبان 1388

آذر 1388

آذر 1389



تعداد بازدیدکنندگان

189395

لینک به وبلاگ


 

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان